یک تیر و سه نشان!
نظرات ()

معنی تیتر بالا یعنی مطلب امشب در سه بخش خلاصه می شود:

١.خواندنی

٢.آفرینش٢٨

٣.خاطره اردوی من

چندی پیش در بولتن آفرینش در بخش معرفی کتاب  « عشق های لنگه به لنگه» از مریم عرفانیان خواندم.آفرینش بولتنی با چند ستون است اما جالب و خواندنی . برایم جالب بود که بدانم سید عباس تربن در کار جدیدش چه کرده است. 

عرفانیان از اعضای پیگیر و فعال کانون استان تهران است؛ در معرفی اش نوشته :زبان ساده؛ صمیمی و بی تکلف است و بعضی اصطلاحات عامیانه لباس شاعرانگی برتن کرده اند.در موارد انگشت شماری سادگی به حرف های فاقد شاعرانگی تبدیل شده اند:

کنار جای خالی ات/چه غصه ها نخورده ام/ چه گریه ها نکرده ام/ چه رنج ها نبرده ام 

سطر های شاعرانه و کشف های تازه ای که از خواندنشان به وجد

می آییم کم نیست: 

از نگاه خشمگین تو / غصه های من بزرگ می شوند/ بره های شادمانی ام/ طعمه های گرگ می شوند

و...

کتاب را خریدم و خواندم. من هم لذت بردم. یادم هست تربن از اعضایی بود که در اردوی منطقه ای کانون در تنکابن دیدم. آقای کشاورز از کار او خیلی خوشش آمده بود؛ نمی دانم خودش به خاطر دارد یا خیر اما من آن شعر را در دفترم دارم:

دوباره می رسد/ صدای پای تو/ صدای شادمان / و آشنای تو/ ...تو آمدی و غم/ دوباره شد تمام/ بهار مهربان / خو ش آمدی‌، سلام!

                                                                        ۷۷/۱۱/۱۳             

چقدر از آن اردو خاطره های خوش دارم!

زیر باران

منی که آسمان را می شناسم

چگونه پرت رویا شد حواسم

دوباره زیر باران ماندم آن قدر

که رنگ آسمان ها شد لباسم

 



کلمات کلیدی : آفرینش، تربن
نویسنده : شکوفه
تاریخ : ٢٩ مهر ۱۳۸٧
زمان : ۱٠:٠۸ ‎ب.ظ


 

شارژ ایرانسل

فال حافظ