خواندنی(دو وعده طلوع، دو نوازنده)
نظرات ()

یکی از تشکر های مربوط به کتاب است؛ کتاب هایی که هدیه می گیرم, می رسد و می خوانم. خوشحالم مدتی است مرتب می خوانم. اما فرصت ثبت در وب را ندارم.به هر روی امشب از ترجمه ای جدید می زنم"دو وعده طلوع,دو نوازنده" از موسی بیدج که به شعر امروز عرب پرداخته است:

احمد العجمی

سایه گل

 

امشب

از شیفتگی من به تو

 آذرخش قد می کشد.

 

دمی

که گام های تو را به یاد بیاورم

آسمان برق می زند.

 

ای ابرها ببارید

ای دریای آشفته

ساکت باش

امروز

 بهترین روز من است

برای بوسیدن.

 

باران زمستانه

عشقم را

به تو  می افزاید.

 

باران که

 از سر انگشتان تو می بارد

گل های تنم شکوفا می شوند.

 

این بارش صبحانه

چه نرم می بارد

شاید

 سر انگشتان توست.

 

دلبرم

سرسخت نباش

آسمان در پیراهنم می بارد.

 

زیر آسمانی بارانی

دلبرم با بازوان آرامش

در برم می گیرد.

 

چگونه باران را متوقف کنم

وقتی که ابر های زنانه

در پیراهن تو

مقیمند؟

 

سکوت می کنم

تا باران چشمانت

تنم را تازه کند.

 



کلمات کلیدی : احمد العجمی، بحرین، شعر، بیدج
نویسنده : شکوفه
تاریخ : ۱۸ تیر ۱۳۸٧
زمان : ۱:٠٥ ‎ق.ظ


 

شارژ ایرانسل

فال حافظ