یادداشت روز

حال دنیا را بپرسیدم من از فرزانه‌ای

گفت یا بار است یا خواب است یا افسانه‌ای

گفتمش احوال عمرم را بگو تا عمر چیست؟

گفت یا برق است یا شمع است یا پروانه‌ای

گفتمش این‌ها که می‌بینی چرا دل بسته‌اند؟

گفت یا کورند یا مست اند یا دیوانه‌ای

ابوسعید ابوالخیر

/ 8 نظر / 9 بازدید
نیایش

نمی دانم با دهان روزه داشتم در پی ات می گشتم که طعم و بوی نیمرو ی کره ای را احساس کردم!!!!! افطار هرچه باشد این یکی را درست خواهم کرد!

سیدحسینی

سلام عجبا از این بوسعید ... مطالبتون رو درباره پنجشنبه های دوست داشتنی خوندم ... جالب بود . [گل]

اکرم

با عرض پوزش شکوفه جان باید بگویم سخت بیمزه شعری است و بعید است از ابوسعید شیرین‌زبان و شیرین‌بیان باشد و اصولا بعید است که شعری از ابوسعید مانده باشد و ظاهرا که نمانده است و ظاهرا فقط چند رباعی به او منسوب است و فکر نمی‌کنی از نوشته‌های خودت اینجا بگذاری بهتر باشد؟

مریم السادات

سلام من آمده ام این تمام من بی تو دیوار و در و سلام من بی تو [گل][گل][گل][گل][گل] دستی بکش به شانه گندم که نان شوم آبی بباش برسرو رویم جوان شوم[ماچ]

کارن

سلام/ نماز روزه قبول[گل]

هومن

ببخشيد، بيش‌تر از اين كه عرفاني باشه، آخونديه. گوينده‌ش هم ابوسعيد نبايد باشه. چون عراقي به نظر مي‌رسه. ولي در مورد محتواش بايد بگم من دنيا رو دوست دارم جون همين دنياس كه آدما رو به هم نزديك مي‌كنه. به قول كامو، به‌خاطر شهر دوردستي كه از آن مطمئن نيستم، هرگز به گوش برادرم سيلي نمي‌زنم. [گل]

هومن

شكوفه جون، يه پيش‌نهاد: آيا لازمه كه اين نظرهاي كج و كوله مث تبليغ msi و دستگاه توتال كور و اين‌ها رو توي نظرهاي خواننده‌هات بذاري؟ ببخشيد. فضولي نباشه. هرجا هستي گل باشي.[گل]