مصاحبه من در هدهد

 

۱۶ آبان
مصاحبه با رضی هیرمندی

خیلی از کتاب خوان ها وقتی نام شل سیلور استاین را می شنوند به یاد رضی هیرمندی می افتند، مترجمی که برای اولین بار آثار سیلوراستاین را به فارسی ترجمه کرد.
او در سال ۱۳۲۶ در زابل به دنیا آمده، در دوره ی کارشناسی زبان انگلیسی خوانده است و زبان شناسی همگانی رشته ی دوره ی کارشناسی ارشد اوست.
بیش از چهل عنوان کتاب برای کودکان و نوجوانان ترجمه کرده، کتاب هایی مثل این هم جور دیگر- رولد دال، آثار دکتر زیوس و مجموعه آقای گام- اندی اسنتسون.
رضی هیرمندی تا به حال جوایز متعددی نیز دریافت کرده¬است،جوایزی چون “تندیس ماه زرین با عنوان مترجم برگزیده در جشنواره بزرگ ادبیات کودکان و نوجوان به خاطر ترجمه هایش از ۱۳۵۷ تا ۱۳۷۷”، “دیپلم افتخار از کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان” و “لوح تقدیر در بیست و سومین دوره کتاب سال جمهوری اسلامی ایران”

۱/شما ترجمه را انتخاب کردید یا ترجمه شما را؟
*راستش را بخواهید ترجمه انتخابم کرد و دیگر دست از سرم بر نداشت. همین چند سال پیش در یکی از روزنامه ها با صدای بلند اعلام کردم که دیگر ترجمه نخواهم کرد؛ اما مگر شد؟ هر بار کتابی تازه از راه می‌رسد، اختیار از دستم می‌رود. تنها خواندن و نوشتن است که موجب می‌شود دست از ترجمه بردارم.
۲/نام شما، درخت بخشنده را به ذهن آدم می‌آورد. آیا وقتی آن را ترجمه می‌کردید، می‌دانستید چنین موفق خواهد شد؟
*نه نمی‌دانستم. زیاد هم در بند موفقیت آن نبودم. همین که خودم از این قصه لذت برده بودم و فکر می‌کردم چند نفر دیگر هم مثل من از این کتاب خوششان می‌آید، برایم کافی بود. آن روزها بیش تر کتاب‌های انقلابی بزرگسالان می خواندم. از میان کتاب‌های ایرانی کودک و نوجوان، مانند بسیاری از هم‌دوره‌ای‌های کتاب‌خوانم، صمد بهرنگی را می‌پسندیدم (بگذریم که هنوز هم چند‌تایی از کارهای ادبی او را دوست دارم). اوضاع و احوال آن زمان طوری نبود که ترجمه کتابی مثل درخت بخشنده ناگهان گل کند. سال‌ها وقت لازم بود تا درخت بخشنده در آب‌وهوای اجتماعی ما به بار و بری بنشیند. کم‌کم از این و آن شنیدم که همه آدم‌های با احساس این کتاب را دوست دارند و در هر مناسبتی به هم هدیه می‌دهند.
۳/ شل سیلور استاین، عموی بچه‌های ایران هم شده است، چه طور با او آشنا شدید؟
*عموهای قصه‌گو، هر جای دنیا که باشند عمو قصه‌گوی همه‌ی کودکان و بزرگ‌ترهای جهانند. من به واسطه دوستی با درخت بخشنده با او آشنا شدم. او خارجی بود و می دانست که کمی زبان و ادبیات انگلیسی خوانده ام. روزی که متن انگلیسی کتاب را به من داد، برایم تعریف کرد که زمانی در امریکا در بیمارستان بستری بود و کشیش محل، این کتاب را برایش هدیه آورده بود. او می‌گفت عده‌ای از مردم در ابتدای سال و ماه نو میلادی این کتاب را به هم عیدی می‌دهند.
تا مدت‌ها نمی‌دانستم چه طور شد این کتاب آن‌قدر مرا حالی به حالی کرد، آن هم در شرایطی که مثل خیلی از جوان‌های آن روز، به سبک لطیف، قهرمان داستان ۲۴ ساعت در خواب و بیداری صمد بهرنگی دلم می‌خواست مسلسل پشت شیشه مال من باشد.
باز هم عجیب‌تر این که مدتی بعد لافکادیو به دستم رسید و آن را هم با شوروشوق ترجمه کردم. لافکادیو، قصه شیری است که گول سیرک‌باز حقه‌بازی را می‌خورد، از جنگل و طبیعت خود فاصله می‌گیرد و اسیر زرق ‌و‌ برق‌های شهر می‌شود. ولی زمانی که می‌خواهند او را برای کشت‌وکشتار همنوعانش به جنگل‌های افریقا ببرند، تفنگ خود را خُرد می‌کند و به راه خود می‌رود. بعد از سال‌ها، اکنون که بر بال‌های صلح را ترجمه کرده‌ام، می‌فهمم که طبیعت واقعی‌ام چه بوده است!
۴/ چرا کتاب‌های دکتر زیوس را دو زبانه ترجمه کرده‌اید؟
*کتاب‌های دکتر زیوس را من ترجمه کردم، اما پیشنهاد دوزبانه چاپ کردن کتاب‌ها از ناشر بود. ناشر دلایل خودش را داشت. می‌گفت: ترجمه شعر هر قدر هم خوب باشد، نمی‌تواند با اصل شعر برابری کند. پس بگذار با یک تیر دو نشان بزنیم، متن انگلیسی قصه‌های منظوم را هم بیاوریم تا آن‌ها که انگلیسی بلدند استفاده دو برابر ببرند. خب این هم حرفی است. اما شاید بهتر باشد در آینده تعدادی از آن یک زبانه یعنی بدون متن انگلیسی چاپ شود تا انگلیسی خواندن، که در جای خود چیز خوبی است، به کسی تحمیل نشود.
۵/ دکتر زیوس در کتاب دردسرهای من در راه سولاسولیو می‌گوید: «فهمیدم که مشکلات یک جور نیستند، بعضی از روبه‌رو می‌آیند و بعضی از پشت سر» مشکلات شما از چه نوعی هستند؟ شما چه واکنشی نسبت به آن‌ها دارید؟
*مارک تواین، نویسنده رمان‌های فراموش‌نشدنی هاکلبرفین و تام سایر گفته است: وقتی به دنیا آمدی کارت زار است.
خب زندگی که بی‌مشکل نمی‌شود. دردسر از روبه‌رو و پشت‌سر که هیچ، از چپ‌وراست هم به آدم گیر می‌دهد، ولی این را هم یادمان باشد که مقداری از معنا و در عین حال لذت زندگی به همین دست‌وپنجه نرم کردن با مشکلات است. ما هم بی‌مشکل نبوده و نیستیم و نخواهیم بود؛ اما سرودستی می‌جنبانیم؛ یعنی که علم نینداخته‌ایم و از میدان درنرفته‌ایم. همین کتاب درآوردن، خودش هفت‌خوان رستمی است که بیا و ببین. اگر بخواهم ماجراهای چاپ کتاب‌هایم را بنویسم، خودش می‌شود یک قصه. شاید روزی این قصه را بنویسم.
۶/ اگر دوستان نوجوان هدهد دوست داشته باشند ترجمه کنند، فکر می‌کنید چه طور شروع کنند بهتر است؟ اگر مسیری را که شما رفته‌اید، طی کنند مثل شما جایزه هم می‌گیرند و مشهور می‌شوند؟
*برای ترجمه کردن و نوشتن، زیاد نمی‌شود نسخه پیچید؛ اما اگر آدم مطالب مفید و تجربه‌های دیگران را بداند زودتر به نتیجه می‌رسد. شاید باورش برای بعضی‌ها سخت است، اما باور کنید من تا به امروز دنبال شهرت نبوده‌ام. البته دروغ چرا، خیلی دلم می‌خواهد کتاب‌هایم، چه ترجمه‌ها و چه نوشته‌های خودم مشهور شوند. بالاخره آدم توی کوه هم فریاد بزند، دلش می‌خواهد پژواک صدای خود را بشنود. این را هم شاید باور نکنید که من بر خلاف پر‌رویی‌هایم در ترجمه و نوشتن، در زندگی شخصی‌ام، آدمی کم‌رو و حتی خجالتی هستم. بارها شده وقتی در جمعی به من بسیار احترام گذاشته‌اند، من دست‌وپایم را گم کرده‌ام.
۷/ در میان کتاب هایی که ترجمه کرده‌اید، کتابی هست که جایزه خارجی گرفته باشد؟ ما نام جایزه‌های بسیاری را می‌شنویم از جمله هانس کریستین اندرسون، نیوبری،کلاغ سفید و …. به نظر شما کدام جایزه خارجی مهم‌تر است؟
*اول بگویم وقتی من کتابی را که برای ترجمه به دست می‌گیرم به صرف این که جایزه‌ای گرفته، ترجمه نمی‌کنم. مثلا وقتی درخت بخشنده را ترجمه کردم، هیچ اثر دیگری از این نویسنده نخوانده بودم و درباره خود او هم اطلاعات زیادی نداشتم. یا وقتی کتاب خوابت نمی‌برد خرس کوچولو از مارتین وادل را به فارسی برگرداندم، او هنوز اسم ‌و رسمی به هم نزده بود که بتواند جایزه‌ی هانس کریستین اندرسن را ببرد. برعکس دکتر زیوس، پدر ادبیات کودکان، سال‌ها بود که جوایز متعددی (از جمله تقدیرنامه پولیتسر و سه اسکار به خاطر فیلم‌نامه‌هایش) گرفته بود، اما سال‌ها پس از این که او همه جایزه‌اش را گرفت و خودش هم درگذشت، با او ارتباط برقرار کردم و به لزوم برگرداندن‌ آثارش به فارسی رسیدم. اگر اندی استنسون، نویسنده جوان انگلیسی را در نظر بگیرید، سه چهار سال بیش تر نیست که وارد عالم نویسندگی شده است. وقتی اولین اثرش «آقای گام شما بدجنسید»، را اتفاقی در کتاب خانه بین‌المللی مونیخ دیدم درجا تصمیم گرفتم این کتاب طنز را به فارسی برگردانم. او در دو سه سال اخیر بیش از شش جایزه برده است و کسانی مانند جکلین ویلسون و مایکل اوزن و مایکل مورپورگو را پشت سر گذاشته است. در سایت او می‌‌توانید ببینید که در یک شبکه تلویزیونی کتاب او تبدیل به کارتون ‌می‌شود و هم‌زمان دو ناشر با دو نوع تصویرگری روی کتاب هایش کار می‌کنند.
۸/آیا غیر از آقای گام شما بدجنسید، کتاب دیگری از او ترجمه کرده‌اید؟
*آقای گام یک مجموعه است. تاکنون چند جلد از آن را انتشارات چرخ و فلک که اولین ناشر تخصصی طنز برای کودک و نوجوان در ایران است، به بازار عرضه کرده است: جلد اول، آقای گام شما بدجنسید؛ جلد دوم، میلیاردر بیسکویتی؛ جلد سوم، آقای گام و بلورهای قدرت؛ جلد چهارم، آقای گام و جن‌ها؛ جلد پنجم، آقای گام و خرسی با حرکات موزون و آقای گام در دره‌ی لامونیک بییر چاپ شده است. جلد ششم آقای گام شام چی داریم و جلد هفتم آقای گام و درخت گیلاس را ترجمه کرده‌ام.
۹/ چه طور شد که به طنز روی آوردید؟
می‌دانید که من از ابتدا با یک دست برای کودکان می نوشتم و ترجمه می‌کردم، با دست دیگر برای بزرگ‌سالان. اوایل چند کتاب روان شناسی را هم ترجمه کردم. حتی سه بار پشت سر هم جایزه معلمان مولف را گرفتم. هر چه گذشت بیش تر به دنیای طنز وارد شدم.شاید هم دست تقدیر بود و هم شرایط جامعه. در کتاب «ضدخاطرات مالرو» آمده است که گمان می‌کنم ادامه زندگی بدون طنز برای من غیرممکن است. من نیز تکیه‌گاهی بهتر از ادبیات و طنز نیافتم.
۱۰/ آیا تا به حال به فکر رفتن از ایران افتاده‌اید؟
*تازگی‌ها نه، ولی قبلا چند بار به این موضوع فکر کردم و هر بار به این نتیجه رسیدم که جای واقعی من همین جاست. از شما چه پنهان، خارج رفتن و چیزهای تازه دیدن و یاد گرفتن را دوست دارم. حتی اگر فرصتی پیش بیاید که مدتی برای استخوان ترکاندن فرهنگی به کشوری خارجی بروم، مشکلی ندارم، به شرط آن که مطمئن باشم سر جای اول خود برمی‌گردم!
شهری و دیاری که در آن هم‌ نفسی نیست گر لندن و پاریس بود جز قفسی نیست

۱۱/ خیلی‌ها دوست دارند جای رضی هیرمندی باشند، رضی هیرمندی دوست دارد جای چه کسی باشد؟
*اگر کسی واقعا حداکثر خواسته‌اش این باشد که بخواهد به من برسد، خودم به بلندپروازی‌اش بیش تر از نمره ده نمی‌دهم. باز اگر بگوید می‌خواهم رضی هیرمندی را پشت سر بگذارم یک چیزی! راستش من خودم هم نمی‌خواهم جای خودم باشم؛ یعنی همیشه تلاشم این است که چند قدمی از خودم جلوتر بزنم.
۱۲/ از کتاب‌های دیگرتان بگویید.
*کتاب هایکوهای طنزآمیز را برای بزرگسالان ترجمه کرده‌ام. این را هم بگویم که تعداد دیگری از ترجمه‌هایم نیز مثل آثار شل سیلوراستاین برای کودکان (شامل شش قصه به نثر، سه مجموعه شعر و الفبای انگلیسی عمو شبلی) و فرهنگ گفته‌های طنزآمیز و فرهنگ شیطان برای بزرگ‌سالان به دلایل مشابهی به صورت دوزبانه منتشر شده است.
۱۳/ سوالی هست که دوست دارید در مصاحبه‌ها از شما بپرسند، اما تاکنون نپرسیده‌اند؟
*بله چند سوال هست که تاکنون کسی از من نپرسیده، اما الان هم نمی‌خواهم کسی با این سؤال‌ها کار دستم بدهد.
یکی از آن سؤال‌ها همین بود که شما پرسیدید و من استثناً جوابش را به شما دادم.

شکوفه صمدی

/ 15 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مژده

خدا عمرت بده.. کمی خلاصه تر می نوشتی [نیشخند]

فرزاد

سلام شکوفه عزیز خیلی برام جالب بود این قسمت تسلطت برای مصاحبه قابل تحسینه واقعا بهت می گم آفرین

علیرضا حکمتی

دلت آیینه می شد،خوب می شد اگردل رابه باران می سپردی... "سوردار"باچنددوبیتی به روز است. منتظر قدمی وقلمی ازشماهستم. ارادتمند: علی رضا حکمتی

پلیوار

سلام به روزم: بیا حالی بده با آن رباعی های ابرو با . . . منتظر حضورتون می مانم

درخت ابدی

سلام. مصاحبه ی خوبی بود. اولین کتابی که از کارای سیلور اشتاین هدیه گرفتم "آقای باکلاه، آقای بی کلاه" بود. نگاهش رو دوست دارم.

mohsen

بزرگترين و بروزترين رسانه موسيقي و فيلم وعکس حتما يه سر بزن پشيمون نميشي در ضمن اگه آمار وبلاگت بالي 500 بازديد در روز اگه مايل بودي ميتونيم تبادل بنر کنيم منتظرتم

تارا

سلام خوبی؟ واقعا قشنگ بود چه سوالهای خوبی پرسیدی چقدر خوب ترجمه ها رو مطالعه کردی و از دلش هم سوال هم حرف های قشنگ آوردی " فهمیدم که مشکلات یک جور نیستند، بعضی از روبه‌رو می‌آیند و بعضی از پشت سر»تازه من شل سیلور استاین و خیلی دوست دارم با اون لافکادیوی قشنگش ممنونم. راستی مارک تواین چه خوب گفت وقتی به دنیا میای کارت زار. هی زورت میاد داستانمو بخونی یه چیزی بگی؟

hamid

سلام عزيزم خيلي وبلاگ قشنگي داري عزيزم ممنون مي شم به منم سر بزني من تو وبم همه چي دارم وي پي ان ريگان " موزيک " عکس " فيلم "برنامه هاي کاربردي و ... دوست دارم به منم سر بزني ممنون مي شم با عضويت در سايت هر هفته يوزر و پسورد وي پي ان وجديدترين موزيکها و عکس و فيلمها و برنامهاي کاربردي کاملا رايگان براي شما ارسال ميشود هروز با برنامه های کاربردی VST و PLAGIN و کیو بیس و ریزن و اف ال و... اگه میتونی سایتمو لینک کن تو وبلاگت یه دنیا ممنون میشم خیلی منو خوشحال میکنی حتما بیا من منتظرتم یادت نره www.Ahwaz-Music1.com www.Ahwaz-Music.Ir

ترانه هاي محمد اکبري

سلام لحظات خوبي را در وبلاگ قشنگتان سپري کردم به من هم سر بزنيد. براي خواندن ترانه دعوتيد.مايل باشيد با تبادل لينک ديدارها تداوم يابد با بهترين آرزوها براي شما[گل]