هدهد 4

۷ بهمن
من هم بازی؟

می‌گویند هر جا بروی آسمان همین رنگ است. البته شاید این روزها نه. آسمان تهران دودی است، آسمان شمال آبی‌تر. یا در کویر ستاره‌ها به تو نزدیک‌ترند. مثل آب‌نبات‌های رنگی که می‌توانی مشتت را از آن‌ها پر کنی.
در سفر بیشتر به آسمان فکر می‌کنیم. البته شاید فکر نکنیم اما گاهی ساعت‌ها به آن خیره می‌شویم و به رؤیاهای دور و نزدیک پناه می‌بریم. اما چه اتفاقی می‌افتد که وقتی به خانه برمی‌گردیم آسمان را از یاد می‌بریم؟ چرا این همه زیبایی را از یاد می‌بریم؟
آسمانی هست که هر روز با خورشید و ماه و ستاره و ابر بازی می‌کند و کافی است بگویی: «من هم بیایم بازی؟» آن وقت انبوه رنگ سفید و آبی به زندگی‌ات آرامش و شادابی خواهد بخشید.

شکوفه صمدی

/ 12 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
تارا

سلام دوست عزیزم خیلی از این چاق سلامتی خوشم اومده ای کاش مال من بود.(زبون) دوست دارم .مراقب خودت باش

افراهیم

سلام خوبی؟ وب زیبایی دارید واقا" مطالبتون زیباست آدرسوبلاگم رو گذاشتم یه سری به ماهم بزنید راستی نظرت در مورد تبادل لینک چیه؟ اگه خواستی من به نام سکوت تنهایی هام لینک کن بعد خبرشو بده تا به نام مورد علاقت لینکت کنم منتظرتم بای

بانک اس ام اس بوشهر

مهربانی را قسمت کنیم ٬ من یقین دارم به ما هم میرسد آدمی گر ایستد بر بام عشق ٬ دستهایش تا خدا هم میرسد . . .

حسین

سلام شکوفه جان میخواستم بگم وبلاگ جالبی داری به وبلاگ منم سر بزن ممنون میشم آیدی یاهوی منم chatroom201088 هست دوست داشتی ادد کن ممنون بای.

تارا

سلام گل من من دوباره اومدم تا تو این بازی شرکت کنم و ببوسمت.روزهای آفتابی و مهتابی قشنگی برات آرزو می کنم.

نوستالژیست

سفر که میرفتم به نوازشگر نسیم روی صورتم فکر میکردم

فرزاد

سلام ای کاش بیشتر می نوشتی تا ما بیشتر به این استعدادها نهفته تو پی می بردیم واقعا زیبا بود این قسمت [گل]

ماجده

سلام نداریم نداریم نداریم[زبان]