اثر من در خیمه


سلام.
پیش از عید خانم نزاکتی تماس گرفت که درباره مرحوم حداد بپرسد و گفت آقای محسن مومنی، مدیر مرکز آفرینش های ادبی حوزه هنری، گفته اند فرصت نوشتن ندارند و من را معرفی کرده اند. آنچه نوشتم بسیار طولانی تر بود و خانم نزاکتی به خوبی آن متن طولانی را مناسب یک صفحه مجله خلاصه کردند. در جشنواره قصه های قرانی هم که هفته پیش در سالن اجلاس سران برگزار شد به یاد او بودم. مرحوم حداد حق بزرگی بر گردنم دارد که امیدوارم روزی ادا شود. روحش شاد.


شنبه ۱ اسفند ۱۳۸۸    ساعت ۰۰:۲۵
محقق متواضع
محقق متواضع
یادی از مرحوم حسین حداد، پژوهشگر ادبیات آیینی
حسین حداد، محقق متواضع حوزه ادبیات آیینی که سال گذشته درست، قبل از چاپ آخرین کتابش، راز سر‌به‌مهر، بر اثر سرطان درگذشت، از معدود محققان کوشای این حوزه است. او بدون چشم‌داشت خاصی خالصانه در زمینه ادبیات داستانی دینی و به‌وی‍ژه ادبیات عاشورایی تلاش و محققان چندی نیز در این حوزه تربیت کرد. یادداشت زیر معرفی کوتاهی از شخصیت و شیوه کار این پژوهشگر برجسته و متواضع به قلم یکی از محققان و همکاران او است.
Share/Save/Bookmark
کد مطلب : 13345

شکوفه صمدی:یک سال محک خوردم تا مرحوم حسین حداد تصمیم گرفت با من کار کند.

آقای حداد کار و مراحل و روش‌هایش را با حوصله توضیح داد و ما کار را شروع کردیم. پیش از آن در تماس‌های تلفنی از سختی‌های پژوهش، کمی درآمد حاصل از آن، موانع و مشکلات موجود گفته بود که کم‌کم با آنها آشنا می‌شدم. می‌گفت خیلی‌ها وسط راه خسته شدند و کنار گذاشتند. خیلی‌ها هم به سودای درآمد بیشتر عقب کشیدند. اما اگر در این عرصه بمانی رشد می‌کنی. شاید پس از مدتی که متبحر و سرشناس شدی بتوانی درآمد کافی هم به‌دست بیاوری.

از او آموختم پژوهش کوهی بلند است که تا بالای قله نرسی کسی تو را نمی‌بیند؛ اما قله را که فتح کنی همه برایت دست می‌زنند. می‌گفت در پژوهش جزئیات اهمیت دارد؛ خودش هم همه چیز را حتی تماس‌هایش را جزء‌به‌جزء یادداشت می‌‌کرد. دفترهای ۴۰ یا ۶۰ یا ۱۰۰ برگی داشت که بسته به کارش آنها را به چند ستون تقسیم می‌کرد. اغلب کارهای کل هفته را در ستون سمت راست می‌نوشت. بعد آنها را به کارهای روزانه تقسیم می‌کرد. از آنجا که علاوه بر کار ثابت در مرکز بررسی آثار و حوزه هنری چند پروژه ریز و درشت در دست داشت با افراد مختلفی در تماس بود. همه تماس‌ها را با ذکر تاریخ یا گاه ساعت و نتایج آن یادداشت می‌کرد. همیشه قبل از تماس با هر کسی از آنچه می‌خواست بگوید، بپرسد یا پی‌گیری کند یادداشت برمی‌داشت. گاه به هر شخص صفحه‌ای را اختصاص می‌داد و وظایف یا انتظاراتی را که از او داشت می‌نوشت. اوایل همکاریمان معمولاً یکی از این برگه‌ها نصیب من می‌شد.

می‌گفت من مصالح کار دیگران را فراهم می‌کنم. جای کتاب‌شناسی در کشور ما خالی است. پژوهشگران به آن احتیاج دارند. از دل کتاب‌شناسی، شناخت‌های تازه به دست می‌آید. این کاری است که زمین مانده و من که نه نویسنده‌ام و نه شاعر می‌خواهم برعهده بگیرم. در‌حقیقت برای افراد کارنامه صادر می‌کرد؛ مثل کتاب گلچهر یا جادوی رنگ‌ها که نمی‌دانم چرا چاپ نمی‌شود. یا برای همه افرادی که کتاب‌هایی در حوزه‌ای خاص کار کرده‌اند، مثل مآخذشناسی توصیفی عناصر داستان ایرانی.

به ادبیات و هنر دینی توجه بسیار داشت. یکی از دست‌اندرکاران مسابقه نماز بود. او در این زمینه مجموعه‌های بسیاری را هم فراهم کرد. آیینه‌ها در کویر، بگذار با تو بمانم، بگذار تا تو را بخوانم، تا خورشید راهی نیست، دلتنگ آفتاب، سطری از آسمان، سجاده وصل و ... . در جشنواره قرآنی اوقاف هم دستی داشت و جشنواره شهید حبیب غنی‌پور؛ حتی سالنامه درباره ادبیات و هنر دینی هم کار او بود. شماره یک آن را مختص امام حسین (ع) کار کرده بود. شماره سه آن هم امسال درآمده است. پس از مرحوم حداد، آقای کمری کار را پذیرفت و زیرنظر ایشان این مجموعه که درباره رسول‌الله (ص) است با نام فرعی سردلبران در انتشارات سوره مهر در سال ۱۳۸۸ به چاپ رسید. مرحوم تا وقتی توان داشت از ادامه آن می‌پرسید و مدتی تلفنی و بعد با برگه‌های پیغام کار را پی‌گیری می‌کرد.

پس از مرگش بسیاری از آثار او مانند بررسی عناصر داستان ایرانی و مآخذشناسی آن به چاپ رسید. راز سر به مهر هم برگزیده ۳۵ سال ادبیات عاشورایی در ایران است که داستان‌های افراد گوناگون را دربردارد.

/ 0 نظر / 4 بازدید