یادداشت های زن کارمند16 (جایزه های دنیا)

داشتم دفتری را مرور می‌کردم، در 11 اردیبهشت سال گذشته نوشته بودم:

...فقط ذهنت را باز کن، دنیا جایزه‌های خوبی دارد. زود زود. دیگر دیر نمی‌شود اگر رهایش کنی. آرزوهایت را بگو و رها کن. سفارش بده و منتظر باش و خوش بگذران.

بعضی وقتها چقدر قوی هستیم، نیستیم؟ دوباره قوی می شوم؟

/ 8 نظر / 13 بازدید
اكرم

هميشه دوباره برمي‌خيزيم. شايد اين يگانه تفاوت ما و يگانه امتياز ما باشد. منظورم آدمهاي مثل خودم و توست.

كمال رستمعلي

سلام. خبر اينكه جهان مدرن تر شده پست مدرن تر شده بدتر شده تلخ تر شده پيشرفته تر شده زشت تر شده.............

نیایش

چشمهایت را تجسم می کنم هنگام نوشتن این سطور . سرشار از حس بودنی بانو .[قلب]

فرواک

سلام اینبار خاموش نیستم. برای عرض ادب اومدم. دوست شیرین جان هستم. تویِ هم اندیشی.[گل] یادداشت های زن کارمند هاتون رو دوست دارم. یه جوری داره سیر تکاملی می ره.

صادق

ناگهان چقدر زود دیر می شود تا نگاه می کنی باز وقت رفتن است....

سفینه ی غزل

شکوفه جونم منِ بی ادبو ببخش که اون روز بدون خداحافظی فلنگو بستم. بی تربیتم دیگه ببخشید....[خجالت]