اثر من در هدهد (مصاحبه سوم)

 

۲۰ فروردین ۱۳۹۰
نوشتن دانه‌ای است که طبیعت در دشت وجود آدمی می کارد

b442

• اگر بخواهید حسین بکایی را به نویسنده‌ای خارجی معرفی کنید چه می‌گویید؟
فکر می کنم معرفی کردن وطنی و اجنبی نداشته باشد. یا شاید هم دارد و من بلد نیستم. اگر بخواهم خودم را معرفی کنم، می‌گویم: انسانی هستم که براساس علایق شخصی‌ام به سمتی سوق داده شدم که حاضل آن امروز این شده است. علاقه ام فکر کردن در مبانی و جست‌وجو کردن مفاهیم اولیه در مورد انسان و علوم انسانی است. پرسش‌هایی به ذهنم رسیده و خواسته ام پاسخ آن ها را پیدا کنم. به همین دلیل در خط خواندن و فکر کردن افتادم. ریشه این پرسش ها شاید در کمبودهای درونی‌ام باشد، نمی دانم، اما خواندن ها، پرسش های بیش تر و پرسش ها، خواندن های بیش تر را پیش آوردند. دلیل نوشتنم شاید شادی پیدا کردن پاسخ و به اشتراک گذاشتن آن آگاهی با دیگران باشد. شاید هم به خاطر کمال جویی ام و این که از کودکی به من گفتند کتاب مقدس و ارزشمند است و نوشتن کاری بزرگ و ارزشمند. به همین دلیل وقتی توان نوشتن در خودم را پیدا کردم، شروع کردم به نوشتن .
• یادتان هست از چه زمانی خواندن را شروع کردید؟
مجله خوانی را از سال های نخست دبستان آغاز کردم. آن زمان پیک کودک را در مدرسه ها پخش می کردند. هر کس می خواست می خرید. قیمتش دو ریال بود. کتاب خواندن را هم از همان سال ها شروع کردم و از ۱۰-۱۱ سالگی به مطالعه معتاد شدم. شاید به خاطر این که پدرم کتاب خانه ی بزرگی داشت و کتاب های متنوعی در اختیارم بود. شاید هم به خاطر این که پدرم ما را محدود می کرد و اجازه نمی داد زیاد بیرون از خانه باشیم. در خانه هم کاری نبود جز کتاب خواندن. پدرم به کتاب خانه اش افتخار می کرد و همیشه پز کتاب‌ها و کتاب خانه اش را می داد.
در آن سنین بیش تر کتاب قصه می‌خواندم، البته نه قصه ی کودک! بیش تر حادثه‌ای، هیجانی، عشقی، جنایی پلیسی، و زندگی‌نامه و سفرنامه.
به خاطر شرایط زمانه کتاب‌های فکری و نظری را از ۱۵ سالگی شروع کردم؛ اما چیز زیادی از آن ها دستگیرم نمی شد. کتاب‌های دکتر شریعتی را در ۱۴ ـ ۱۵ سالگی خواندم. حسینه ی ارشاد آن روح اعتراض که در کتاب های دکتر بود، با روح اعتراضی که در زمانه پیدا شده بود و سن نوجوانی، دست به دست هم داد و ما را شریعتی خوان کرد.
کتاب‌های استاد مطهری بعد از انقلاب منتشر ‌شد. یک دوره، به درخواست پدرم، به مسجدی در بازار تهران می رفتم و سخنرانی های آقای مطهری را ضبط می کردم، ولی بعد از انقلاب با کتاب های ایشان آشنا شدم.
• اگر دوباره به دنیا بیایید همین مسیر را می‌روید؟
به‌یقین، اما با اصلاحات و تغییرات لازم. زندگی من به گونه‌ای نبود که بتوانم بگویم انتخابی کردم. باید بگویم خواستم و شد. این کار را دوست داشتم، از انجام این کار احساس لذت و غرور می کنم .
اولین اثر‌تان را به خاطر دارید؟
وقتی انقلاب شد دبیرستانی بودم و عاشق کارهای جلال آل احمد، دلم می‌خواست معلم بشوم. برای همین پایم را از مدرسه بیرون نگذاشته بودم که معلم شدم. معلم متفاوتی بودم، چون نگاهم به انسان متفاوت بود. برای خودم دفتر درست کرده بودم و درباره ی کار و کلاسم می‌نوشتم، در باره ی شاگردهایم و چیزهای دیگر. همان روزها تلاش می کردم بنویسم. رمان و شعر. شعر را از دوازده سالگی شروع کردم و همه ی این ها بدون آموزش و در تنهایی خودم.
اولین کار روزنامه‌ نگاری ایم در مدرسه بود. آن روزها مدرسه دستگاه استنسیل داشتند. یک جور دستگاه چاپ دستی. اسم مدرسه معراج بود. در خیابان اسکندری جنوبی. الان هم هست. اسم مجله را گذاشتم ندای معراج . از اول تا آخر مطالب مجله را خودم نوشته بودم.
برای گروه سرود مدرسه چند تا سرود ساختم و یک نمایش نامه هم نوشتم که اجرا شد.
بعد رفتم دانشگاه و با آن که رشته ام شیمی بود، اما شب شعر راه انداختم. یک روزنامه ی دیواری درست کردم که بعدها تبدیل به مجله ی وزینی شد.
در سال ۶۹ به عنوان گزارشگر و مصاحبه گر با مجله ی رشد جوان همکاری کردم. یک سال بعد به دفتر انتشارات کمک آموزش، نشریات رشد، منتقل شدم. بعد در روزنامه ی آفتابگردان گاهی مقطعی و گاهی مستمر کار کردم. مدتی با مجله دانشمند، همکاری می کردم. با گل آقا و چند مجله دیگر هم همکاری کردم.
• از کتاب‌هایتان بگویید.
کتاب‌های من به سه دسته‌ تقسیم می شوند: داستان، تاریخ، اندیشه و فرهنگ. کتاب‌های داستانی‌ام سه تاست: بابا یزدی، ملوس، و آیینه موتور آقام. در حوزه تاریخ هم دو کتاب زندگی نامه و افکار اقبال لاهوری، شاه‌ها و تاج‌ها را دارم. از مجموعه فکر ایرانی، کتاب فرار از عقل و دوباره ایران هم کارهای من در حوزه اندیشه و فرهنگ است.
• آیا برای کتاب‌هایتان جایزه هم گرفته‌اید؟
نه
• غیر از نوشتن چه کاری می‌کنید؟
در کار ادبیات کودک و نوجوان در کانون و بیرون از کانون تجربه‌های متعدد و متنوعی داشتم. کارگاه مشترکی با یونیسف اجرا کردیم. بچه ها درباره ی موضوعی که انتخاب شده بود، مطالبی نوشتند و آثارشان در ایران و چند جای دیگر چاپ شد. دوره ی آموزش داستان‌نویسی خلاق را در فرهنگ سرای خانواده برگزار کردم.
درکانون چند سال جز مدرسان واحد آموزش بودم و کلاس های داستان نویسی و ادبیات کودک داشتم.
در انجمن نویسندگان کودک و نوجوان هم کلاس هایی برگزار شد و من چند دوره تدریس کردم .
• چه کسانی می‌توانند در این کلاس‌های شما شرکت کنند؟
الان که فقط کلاس های فرهنگسرا دایر است و هر کس که مایل باشد، می تواند ثبت نام کند.
• کدام یک از قله‌های ادب پارسی را بیش تر می‌پسندید؟
نگاه من به جایگاه شاعران و نویسندگانی مثل مولوی، حافظ، عراقی این طوری است: این‌ها انسان‌هایی بودند مثل خودمان که تجربیاتشان را با ما به اشتراک گذاشتند. من هم بر اساس تجربه های خودم به آثار این آدم ها مراجعه می کنم و از خواندن کارهایشان لذت می برم و استفاده می کنم.
• اگر قرار بود جایی غیر از ایران زندگی کنید، کدام کشور را انتخاب می‌کردید؟
من به فرهنگ شرقی نزدیکم و در دایره ی فرهنگ ایرانی حس خوبی دارم. جغرافیای فرهنگ ایرانی را می توانم از تنگه‌های بوسفر تا شبه‌قاره هند پیدا کنم. در این فضا می‌توانم خودم باشم و نفس بکشم. در جاهای دیگر گیج می‌شوم .در پاریس می‌ترسم، اما حتما در دهلی و بخارا احساس خوبی پیدا می کنم. من با این مکان‌ها هم خوان هستم، خوشحالی و غمم را در این جاها می فهمم و احساس خوبی پیدا می کنم.
• کارتان روی زندگی بیش تر تاثیر گذاشته یا زندگی‌تان روی کار؟
من می گویم ، چیزی که به درد خود آدم نخورد به درد کس دیگری نخواهد خورد. من همان‌طور که کار می کنم، زندگی می‌کنم. همیشه یک شکل و یک جور هستم.
• نوشتن را چگونه یاد گرفتید؟
نوشتن دانه‌ای است که طبیعت در دشت وجود آدمی می کارد. نمی دانم کدام باد یا کدام پرنده این دانه را می آورد، ولی وقتی دانه ای در دشت وجود کسی به ودیعه نهاده شد، می شود به آن شخص آموزش داد. متاسفانه من معلمی نداشتم. معلم های من نوشته های دیگران بود. برای مثال وقتی شروع به کار در روزنامه کردم، گزارش های زن‌روز را رونویسی می‌کردم. دیگران هم که با آن ها همکاری می کردم، با من مدارا کردند تا کار را یاد گرفتم. شاید این جوری کار یاد گرفتن باعث شود که غرور آدم تحریک شود و بشود بگویی که این منم که چنین بودم و هستم و از این حرف ها؛ اما الان می گویم هر کسی که حضور آن دانه را در وجودش حس کرد، باید برود دنبال آموزش زیر نظر افراد متخصص. باید برود دنبال مطالعه ی خاص و تخصصی.

/ 2 نظر / 9 بازدید