خواندنی(یک بسته سیگار در تبعید)

یک بسته سیگار در تبعید/ رضا بروسان/ نشر شاملو/ چاپ اول ١٣٨۴/ چاپ دوم ١٣٨٧ مشهد/۶۴ صفحه

1.وقتی پس از مدتها شعر خوب می خوانم به وجد می آیم و دلم می خواهد برای همه بخوانم. از سیده راضیه یاسینی سپاسگزارم که با حوصله به شعرهایی که برایش  از این کتاب خواندم گوش سپرد.

2.  اتفاق تازه ام را به خودم تبریک می گویم. کاش خوشیهای خواندنم روز به روز بیشتر شود.

3. دوست داشتم فرصت بود شعرهای بلخ، نوشته بودم، غریبی، ترانه و چند شعر کوتاه و ... را هم می‌نوشتم، اما بهتر خودتان بروید بخرید و بخوانید و حظ ببرید.

شاعر

 

حرف که می زنی انگار

سوسنی در صدایت راه می‌رود

 

حرف بزن

می خواهم صدایت را بشنوم

تو باغبان صدایت بودی

و خنده‌ات

دسته‌ی کبوتران سپیدی

که به یکباره پرواز می‌کنند.

 

تو را دوست دارم

چون صدای اذان در سپیده‌دم

چون راهی که به خواب منتهی می‌شود

تو را دوست دارم

چون آخرین بسته‌ی سیگار در تبعید.

تو نیستی و هنوز مورچه‌ها

شیار گندم را دوست دارند

و چراغ هواپیما در شب دیده می‌شود

عزیزم

هیچ قطاری وقتی گنجشکی را زیر می‌گیرد

از ریل خارج نمی‌شود.

 

و من

گوزنی که می‌خواست

با شاخ‌هایش قطاری را نگه دارد.                                                   تابستان 80

 

/ 1 نظر / 40 بازدید