اثر من در کتاب

<!-- /* Font Definitions */ @font-face {font-family:"Cambria Math"; panose-1:2 4 5 3 5 4 6 3 2 4; mso-font-charset:1; mso-generic-font-family:roman; mso-font-format:other; mso-font-pitch:variable; mso-font-signature:0 0 0 0 0 0;} @font-face {font-family:Calibri; panose-1:2 15 5 2 2 2 4 3 2 4; mso-font-charset:0; mso-generic-font-family:swiss; mso-font-pitch:variable; mso-font-signature:-1610611985 1073750139 0 0 159 0;} @font-face {font-family:Tahoma; panose-1:2 11 6 4 3 5 4 4 2 4; mso-font-charset:0; mso-generic-font-family:swiss; mso-font-format:other; mso-font-pitch:variable; mso-font-signature:3 0 0 0 1 0;} @font-face {font-family:"B Nazanin"; panose-1:0 0 4 0 0 0 0 0 0 0; mso-font-charset:178; mso-generic-font-family:auto; mso-font-pitch:variable; mso-font-signature:8193 -2147483648 8 0 64 0;} /* Style Definitions */ p.MsoNormal, li.MsoNormal, div.MsoNormal {mso-style-unhide:no; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; margin-top:0cm; margin-right:0cm; margin-bottom:10.0pt; margin-left:0cm; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:Calibri; mso-fareast-theme-font:minor-latin; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi; mso-bidi-language:AR-SA;} .MsoChpDefault {mso-style-type:export-only; mso-default-props:yes; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:Calibri; mso-fareast-theme-font:minor-latin; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi; mso-bidi-language:AR-SA;} .MsoPapDefault {mso-style-type:export-only; margin-bottom:10.0pt; line-height:115%;} @page Section1 {size:612.0pt 792.0pt; margin:72.0pt 72.0pt 72.0pt 72.0pt; mso-header-margin:36.0pt; mso-footer-margin:36.0pt; mso-paper-source:0;} div.Section1 {page:Section1;} -->

فرهنگ آسان/ به اهتمام مصطفی رحماندوست/ ویراستاران افسون امینی، فاطمه بدر طالعی، علی خاکبازان/ طراح گرافیک کاوه حسن بیگلو/ کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان/ چاپ اول 1389/ 3000جلد/گروه سنی ج، د.

آسانی فرهنگ یا فرهنگ آسان؟

 

در سال‌های تدریسم در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان همیشه حسرت می‌خوردم که چقدر جای فرهنگ‌ها و دایره‌المعارف‌های مخصوص کودکان و نوجوانان خالی است. هر بار که سر کلاس با کلمه‌ای مواجه می‌شدیم که اعضای کلاس معنی آن را نمی‌دانستند و می‌پرسیدند سعی می‌کردم آن‌ها را با فرهنگ لغت آشنا کنم، اما برای همه بچه‌ها این تجربه خوشایند نبود. فرهنگ‌هایی قطور که حتی حمل آن برای کودکان سخت بود، با معناهایی گاه دشوارتر از خود کلمه، بدون اعراب‌گذاری با انواع فونتیک و ...یا لذت یافتن معنی کلمه را کم می‌کرد یا سبب می‌شد از یافتن معنی آن کلمه صرف‌نظر کنند.مشکل نبود فرهنگی مخصوص نوجوان بود که به آسانی از آن استفاده کند. این بود که با دیدن فرهنگ آسان بسیار خوشحال شدم. با اینکه دیگر مربی کانون پرورش فکری نیستم، احساس کردم این کتاب خلا بزرگی را در کتاب‌خانه‌های ما پر می‌کند. می‌توان امیدوار بود همان‌طور که مصطفی رحماندوست در مقدمه می‌نویسد: «...بچه‌ها و بزرگترها را برای کشف معنی واژه و لذت جستجو کنار هم بنشاند. حتی اگر بزرگ‌ترها حوصله شرکت در چنین فعالیت مهرآفرین و سازنده‌ای را هم نداشته باشند، خود بچه‌‌ها بتوانند با جستجو در این کتاب، روی پای خود ایستادن را تمرین کنند.»(ص دو). بچه‌ها از یادگیری به وجد می‌آیند و این از مزیت‌های این فرهنگ است که اگر در دسترس کودکان باشد بدون کمک بزرگترها می‌توانند با آن کار کنند. از سوی دیگر اینکه بچه‌هاحس کنند فرهنگی دارند که «مال خودشان است و برای آنها نوشته شده»(ص چهار) هم به اعتماد به نفسشان می‌افزاید و هم در آموزششان موثر خواهد بود. با همه ویژگی‌های مثبت این کتاب نباید از اشکالات این فرهنگ نیز غافل بود. قطع بزرگ کتاب از این جمله است که برای کودک کلاس چهارم بزرگ به نظر می‌رسد، اما جنس کاغذ باعث شده وزن کتاب، در مقایسه با حجم آن، کمتر به نظر برسد. البته سه جلدی بودن فرهنگ نیز به این امر کمک کرده است.

ویژگی دیگر فرهنگ نوع انتخاب مدخل‌هاست. معمول است که در ایران فرهنگی غیرفارسی را انتخاب می‌کنند و بر مبنای ترجمه آن، با افزودن و کاستن مدخل‌ها و گاه بومی‌سازی فرهنگی را تهیه و تدوین می‌کنند. فرهنگ آسان راه دیگری در پیش گرفته است. پانزده سال پیش گروهی زیر نظر رحماندوست تمامی کلمات کتابهای درسی اول تا چهارم را در آورد؛ سپس «با بررسی کتاب‌های درسی سال‌های بعد» سراغ «روزنامه‌ها، مجله‌ها، خواندنی‌های غیردرسی و رسانه‌های صوتی و تصویری و فرهنگ‌های بزرگسالانه» رفت. نتیجه تلاش فرهنگ آسان است که می‌توان مطمئن بود همه واژگان درسی اول تا چهارم را دارد (که کاری در خور ستایش است)، اما با ده پانزده سال تاخیر! در این سال‌ها کتاب‌های درسی تغییر کرده‌اند و بچه‌های ده تا چهارده ساله آن زمان اکنون جوانانی 25 ساله به بالا هستند که بی‌تردید کمتر به این کتاب مراجعه خواهند کرد. اگر این فرهنگ در سال‌های آینده و با سرعت بسیار بالا به‌روز شود و واژه‌های کتاب‌های درسی جدید را در بر بگیرد اثری بی‌مانند خواهد شد. نکته‌ای که برایم عجیب است حضور مدخل‌هایی است که سنخیتی با هدف، نام فرهنگ و گروه مخاطب آن ندارد. عرقوب: رگ عصبی ضخیمی در بالای پاشنه پا (ص 1036) چرا در این فرهنگ آمده؟ یا چه لزومی دارد اگزوفتالمی: برجسته‌تر شدن و پیش‌آمدگی کره چشم (ص191) که مربوط به فرهنگ پزشکی می‌شود در فرهنگی عمومی بیاید چه رسد به فرهنگی برای کودکان؟!

شیوه تنظیم فرهنگ الفبایی است. هر حرف از صفحه فرد مجزا آغاز می‌شود. آ پیش از الف آمده و صفحات دو ستونه تنظیم شده‌اند. خر مدخل با حروف سیاه و یک سطر فاصله از مدخل بعدی جدا شده است که به آسان‌خوانی و چشم‌نوازی فرهنگ کمک کرده است. حسن دیگر فرهنگ آوردن بخش‌های کلمه در پرانتز است. حسن دیگر اعراب‌گذاری کلمات است که صدحیف همه جا استفاده نشده است و بیم تلفظ نادرست می‌رود؛ مثلا در ص 811 از تلفظ درست کلمات ناآشنایی مثل رغیب، رغیف، رفاغ، و رفاق را جز با مراجعه به فرهنگی دیگر می‌توان یافت؟ یا در ص 813 تلفظ صحیح رقوم و رقبه بدون اعراب‌گذاری چگونه مشخص می‌شود؟ یا در مدخل رسالت مآب (ص804) وجود آ برای تلفظ درست کلمه کافی نیست، خوب بود حرکت فتحه روی میم می‌آمد. از سوی دیگر در رعایت نیم‌فاصله نیز یکدستی رعایت نشده است که شاید در کلمه‌ای مانند رضایت بخش (809) مشکل‌ساز نباشد، اما وقتی به روز کوری (ص 825)می‌رسیم احتمال بدخوانی می‌رود؛ همچنین است چشم سفید(ص570) و چشم زخم(همان). ضمنا برای رعایت یک‌دستی روده بر باید شبیه رودل باشد(ص824).

رسم‌الخط نیز با آنچه اکنون در آموزش و پرورش متداول است اندکی تفاوت دارد، مثلا ها سرهم آمده است. یا کلمه بها چرا به‌صورت بهاء (ص314) ضبط شده است؟ یا چرا وقتی هیدروژن را مدخل اصلی گرفته در ص 304 بمب ئیدروژنی آورده؟ البته در کشور ما هیچ عجیب نیست، چون هنوز قائل به یکسان‌سازی رسم‌الخط نیستیم چه در آموزش و پرورش، چه در فرهنگستان.

 دیگر ویژگی مثبت  فرهنگ امکان استفاده از دو کلمه‌ای است که در ابتدا و انتهای صفحه آمده است. این کلمات تحدیدکننده‌اند و اگر کودک یا هر شخص دیگری استفاده درست از آن را بیاموزد( چنانچه در شیوه استفاده از فرهنگ آمده است) واژه مدنظرش را زودتر خواهد یافت.

 معنی کلمات به ترتیب تداول با شماره از هم جدا شده است. یعنی معنی شماره 1 رایج‌ترین معناست و بدین‌ترتیب هر چه پیش می‌رویم به معناهای دورتر می‌رسیم:

مثال: دفتر: 1- دسته‌ای کاغذ سفید و دوخته شده یا چسبانده شده به یکدیگر. 2- محل کار، جای کارهای اداری یا خرید و فروش. 3- کتاب، روزنامه.

شیوه آوردن مثال در این فرهنگ به دو گونه است. گاهی شاهد مثال از ابیات کلاسیک آورده که در همه فرهنگ‌های ایران رایج است. مثل «گفت چشم تنگ دنیادوست را  یا قناعت پرکند یا خاک گور» از سعدی ذیل مدخل چشم تنگ(ص569). این مثال‌ها هم واضحند و هم به نوعی زمینه آشنایی با ادبیات کهن را برای کودک فراهم می‌کنند. اشکال در مواردی پیش می‌آید که فهم مثال‌ها برای مخاطب نوجوان دشوار است، مثل شاهدی که ذیل چشم شور از خاقانی آورده است: «این چشم شور، بخت تو را دید یک نظر/ چندین هزار فتنه از آن یک نظر رسید». بسیار ابیات دیگر درباره چشم‌زخم داریم که استفاده از آن بهتر بود.

 در برخی موارد هم مثال‌هایی آورده شده که احتمال می‌رود ساخته خود نویسندگان یا ویراستاران کتاب باشد. چون نه در مقدمه و نه در کتاب به منبعی اشاره نشده

است. و به نظر می‌رسد از جمله‌های عادی و روزمره کمک گرفته باشند، مانند مدخل منگنه در ص 1544 که این جمله آمده است: «برای انجام این کار مرا در منگنه قرار داده است.»

حسن دیگر فرهنگ آسان این است که نمونه‌های کار قبل از چاپ به دست مخاطبان داده شده و خطاهای احتمالی رفع شده است. با وجود این، هنوز هم مواردی دیده می‌شود که نیاز به تصحیح دارد. .

 مثلا ارجاع ناقص در ذیل مدخل ماله که فقط آمده به آن مالج هم گفته می‌شود(ص1409) ولی در مالج = مالچ= مالق و ماله(ص1407) گفته شده است. از طرفی چرا باید این کلمات که معنای یکسانی دارند دوبار و در دو محل تعریف شود؟ آیا این کار بیهوده به حجم فرهنگ نمی‌افزاید؟ مثلا بهتر نبود معنای اول گردنه (ص1285) به وردنه (ص1722) ارجاع می‌شد؟ ضمن اینکه تفاوت را ببینید:

گردنه: 1- وردنه، چوبی که دو سر آن باریک و سطحش کلفت‌تر است و از آن برای پهن‌ کردن خمیر استفاده می‌شود.

وردنه: 1- چوبی استوانه‌ای‌شکل که با آن خمیر پهن و صاف می‌کنند. به آن نورد هم گفته می‌شود.

تفاوت این دو معنا را چگونه می‌توان توجیه کرد؟ وقتی که به نورد (ص1678) مراجعه می‌کنیم آمده: 3- چوب گرد و بلندی که خمیر نان را با آن پهن و سپس نازک می‌کنند تا از آن نان درست کنند.

البته منظور این نیست که فقط خمیر نان بلکه خمیر هر نوی شیرینی را با وردنه نازک و پهن می‌کنند. در هر حال معنا هرچه باشد وقتی در این فرهنگ از ارجاع به کلمه دیگر با علامت فلش استفاده شده آوردن این توضیحات ذیل هر مدخل صحیح و روش‌مند نیست. این موضوع در تفاوت توضیحی که برای تاب و گواچو آ

/ 15 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
یاسر ساجدی

سلام از 89 که گذشتیم، ساعت هم با تیک تاکها ی خودش به دیوار تکیه داده تـــــا 90، خدا می دونه، وقت اضافه ای باشه یا نه... با حرفهای هر ساله به روزم، حرفهایی که تازه تر می شوند... خاطراتش کمی به هم خوردند مشکلش را به زور حل می کرد وسط آن همه گرفتاری بالشش را فقط بغل می کرد وقت کردی سر بزن با مهر

جلب مشارکت های مردمی

مَنْ تَصَدَّقَ فى يَوْمٍ اَو لَيْلَةٍ اِنْ كَانَ يَوْمٌ فَيَوْمٌ وَ اِنْ كانَ لَيْلَةٌ فَلَيْلٌ دَفَعَ اللّه‏ُ عَزَّوَجَلَّ عَنْهُ الْهَمَّ وَ السَّبُعَ وَ ميتَةَ السُّوءِ؛ هر كس در روز و يا شب صدقه بدهد ـ اگر روز است روز و اگر شب است، شب ـ خداوند از او غم و اندوه، درنده و مرگ بد را دور مى‏كند. بیایید سال نو را با شاد کردن دل کودکی تحویل کنیم کمیته امداد امام خمینی استان چهارمحال بختیاری

مسافر تنها

سلام وبلاگت خیلی خسته کننده است . تنوع بدی بد نی ! درضمن خیلی وقته لینک شدیا! !!!!!!

باغیان

سلام ومشتاق دیدار.5 شنبه 26 اسفند منتظر شما هستیم

عباس جوزیان

سلام وبلاگ خوبی دارید وبلاگتون رو لینک کردم اگه می تونید وبلاگ ما رو با اسم "موسسه خیریه گل نرگس"لینک کنید اگه میتونید این وبلاگ رو به دیگران معرفی کنید انشالا اجرتون باخدای مهربان باشه اینم ادرس وبلاگمون: www.gol-nargesilam.blogfa.com البته اگه خودتون قصد کمک دارید میتونید به سایت اصلی این موسسه مراجعه کنید: www.gol-narges.com

نشست ادبی

درود نشست ادبی با حضور غزلسرای معاصر محمد علی بهمنی به همراه شعر خوانی و گپ و گفت از شما شاعر گرامی به این وسیله دعوت به حضور می شود زمان : پنج شنبه ۱۸ فروردین ۹۰ / از ساعت ۱۶ تا ۱۹ مکان : مازندران، نوشهر، سالن آمفی تئاتر اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی

ماجده

سلام نازنیم تبریک می گم ومهمتراز همه تولدت مبارک.[گل][ماچ][ماچ][ماچ] آن روز هدیه ات آمده نشده بود. حالا هروقت اومدم پیشت یه هدیه دارم برات. شاد وخرم باشی.

سیدمحمد هاشمی

سلام خانم صمدی! سال نو را به شما تبریک می گویم و سالی پر از شادی و برکت برایتان آرزو دارم.

شالی

منم تبریک تولد[ماچ]

میثم متاجی

آنقدر فقیرم که حتی خون پا برهنه در رگهایم جریان دارد. دعوتید به خواندن