بعد از مدت‌ها

1. دلم خبری خوش می‌خواهد.

به هر طرف که نگاه می‌کنم غم و رنج و گله است، چه بر حق و چه ناحق.چه بر زبان بیاید، چه گفته نشود هرچه باشد یعنی انسان‌های دور وبرم خوشحال نیستند. شاید به‌زودی این دوره بد و سخت طی شود و ...چطور در این اوضاع و احوال شاد باشم؟ چطور بگویم عالی هستم؟ شما خبر خوشی ندارید؟

2. از فردا می‌روم به محل کار جدیدم در انتشارات فنی ایران. خوشحالم که تجربه کار در انتشارات را کسب می‌کنم. خوشحالم که در محیطی خوب کار خواهم کرد. و خوشحالم که زیر نظر استادم، مهندس کافی، کار خواهم کرد و از او خواهم آموخت.

3. کتاب در غرب خبری نیست را خواندم و دوستش داشتم. مثل بسیاری کتاب‌های دیگر هدیه اکرم عزیز بود. نویسنده آلمانی این رمان ضدجنگ  اریش ماریا رمارک است. آن را سیروس تاجبخش ترجمه و انتشارات ناهید چاپ کرده است. تلخ و در عین حال انسانی است. به نظرم باید همه بخوانندش.

/ 9 نظر / 38 بازدید
نیایش

عزیزم خوشحالم از خبری که دادی و از حضورت !شاد باشی و برفراز![قلب]

میثم متاجی

چقدر دوست دارم آنقدر ببارد تا خون توی رگ هایمان را بشوید تا تمام گلوله ها دست خالی برگردند بدون قطره ای سرخی. باران . باران . باران باران مقدس است شبیه اشک ها که می بارند زلال و مطهر. با این همه جز شاعران همه تکلیف شان با باران مشخص است.

جليل

سلام بر شکوفه خانم محترم. حالتون چطوره؟ انشالله که خوبید؟؟ چرا بکلبه فقیرانمون سر نمیزنید؟؟

تارا

سلام عزیزم امیدوارم خوب و سرحال باشی.هنوز بهت خبر خوش نرسیده !خوب من امروز برات خبر خوش دارم تو داری خاله میشی اره اره شک نکن من باردارم[نیشخند][نیشخند]

محمد

وبلاگ خیلی قشنگی داری خوشحال میشم به من هم یه سری بزنی[گل]

مریم و...نی نامه

سلام سلام سلام . از خودت یاد گرفتم .چرا جواب نمیدی بدمت دست خانم خلیلی ...[خداحافظ]

پنجشنبه های سپید

خانم صمدی گرامی با سلام پنجشنبه های سپید "مجموعه نشست های تخصصی ویژه ی شعر سپید ، آغاز به کار کرده است " همراه با؛ - شعرخوانی - کارگاه تخصصی - مباحث آموزشی - معرفی و بررسی کتاب - دعوت از شاعران و اساتید - اردوهای فرهنگی وهنری - و... پنجشنبه ها - ساعت 18-16 بابل - میدان اوقاف - کتابخانه ی شهید نجاریان