بیت های خواندنی( حافظ)

آتش آن نیست که از شعله آن خندد شمع       آتش آن است که در خرمن پروانه زدند

 

زین آتش نهفته که در سینه من است            خورشید شعله ایست که در آسمان گرفت

 

باده با محتسب شهر ننوشی زنهار                 بخورد باده ات و سنگ به جام اندازد

 

دل دیوانه از آن شد که نصیحت شنود              مگرش هم ز سر زلف تو زنجیر کنم

 

با سر زلف تو مجموع پریشانی خود           کو مجالی که سراسر همه تقریر کنم؟

 

 

/ 16 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
رامک

گو نام ما ز یادبه عمدا چه می بری خود آید آنکه یاد نیاری ز نام ما

فاطمه

سلام مامانی, خوبی؟ خیلی دلم برات تنگ شده , چند روزی که مامان از کار خیاطی مرخصم کرد و منم رفتم دنبال ترقی [چشمک], یعنی تازه تابستونم شروع شده! بی صبرانه منتظر دیدنتم,خیلی دلم برات تنگیده [گریه]

سهیلا

سلام. منم می خوام ببینمتون. مردم از شرمندگی کتاباتون که هنوز پیشمن.

s.a

سلام مربی عزیزم نمی دونید که چقدر دنبالتان گشتم حالتان خوبه؟ من عضو 22 هستم با داستان جوجه ام تو مرکز فدک دلم خیلی تنگ شده براتون بهم سر بزنید باتشکر شقایق براتی

هومن عباسپور

نمي‌شناسمش، ولي كارش بد نيست. بهش بگو بيش‌تر كار كنه. هرچند انتظار نداشته باشه با اين شعرها بهش نوبل بدم! [مغرور]

علیرضا شکرریز

سلام شما چند وبلاگ دارید چون بعد از مدتی سوال شما را پیدا کردم و در آنجا جواب دادم در هر صورت ببخشید که پس از مدتی طولانی جواب دادم چون مدتی نبودم اگر جواب کافی نبود در خدمت هستیم پیروز باشید