شعر من

به استکان چای نیم خورده خیره می شوم

به سهم خورده و نخورده ام

و اینکه من شگفت!

هنوز هم نمرده ام

 

پرنده می شوم

سکوت هم

ترانه است.

                                                    1382/5/30

/ 4 نظر / 3 بازدید
babaie

..سلام..شعرآهنگ است و فرهنگ است و نیرنگ موفق باشی

babaie

..سلام. روزی شخصی در مجلسی از سختی راه وخطرات آن سخن می گفت تقریبا همین مضمون جمله شمارا شخصی از میان جمع بلند شدگفت : آقا راهی را که نرفته ای چرا از سختی و خطرات آن دم می زنی

فرزاد

بسیار زیبا بود مخصوصا آن قسمتی که تعجب کرده بودی که هنوز زنده ای از تو چه پنهون من هم تعجب کردم [زبان]

اکرم

خداوکیلی این دیگه واقعا شعر بود!!! تازه قشنگ هم بود! اگر اینقدر دوست جوووووونم نبودی بهت حسادت می‌کردم. عزت زیاد