خواندنی (فراتر از بودن)

<!-- /* Font Definitions */ @font-face {font-family:"Cambria Math"; panose-1:2 4 5 3 5 4 6 3 2 4; mso-font-charset:1; mso-generic-font-family:roman; mso-font-format:other; mso-font-pitch:variable; mso-font-signature:0 0 0 0 0 0;} @font-face {font-family:Calibri; panose-1:2 15 5 2 2 2 4 3 2 4; mso-font-charset:0; mso-generic-font-family:swiss; mso-font-pitch:variable; mso-font-signature:-1610611985 1073750139 0 0 159 0;} /* Style Definitions */ p.MsoNormal, li.MsoNormal, div.MsoNormal {mso-style-unhide:no; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; margin-top:0cm; margin-right:0cm; margin-bottom:10.0pt; margin-left:0cm; text-align:center; mso-pagination:widow-orphan; direction:rtl; unicode-bidi:embed; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:Calibri; mso-fareast-theme-font:minor-latin; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;} p {mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-margin-top-alt:auto; margin-right:0cm; mso-margin-bottom-alt:auto; margin-left:0cm; mso-pagination:widow-orphan; font-size:12.0pt; font-family:"Times New Roman","serif"; mso-fareast-font-family:"Times New Roman";} .MsoChpDefault {mso-style-type:export-only; mso-default-props:yes; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:Calibri; mso-fareast-theme-font:minor-latin; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;} .MsoPapDefault {mso-style-type:export-only; margin-bottom:10.0pt; text-align:center;} @page Section1 {size:595.3pt 841.9pt; margin:72.0pt 72.0pt 72.0pt 72.0pt; mso-header-margin:35.4pt; mso-footer-margin:35.4pt; mso-paper-source:0; mso-gutter-direction:rtl;} div.Section1 {page:Section1;} -->

پیش از این هم خوانده بودمش. اما امروز صبح که دلم خواست کتاب شعری بردارم و در راه مزمزه کنم، چشمم به این کتاب خورد و برداشتمش. گاهی مرورچنین کتابی شیرین‌تر از خواندن چیزی جدید است. تا صفحه 33 را در راه خواندم و در اداره تاصفحه 48.را ادامه دادم.کاش می‌شد هر روز چنین مطالعه‌ای داشت!

بوبن به روانی آب می‌نویسد. نمی‌دانی چطور توصیفش کنی. کلمات در متن کتابش می‌دوند، بازیگوشی می‌کنند و می‌خندند و بی آنکه پرطمطراق به نظر برسند، در تو طنین می‌اندازند. صفحه به صفحه می‌خوانی، کتاب تمام می‌شود؛ اما چیزی در تو می‌ماند و0 ادامه می‌یابد. و در طول سال‌ها گاه‌گاهی به یاد می‌آوری و لذت می‌بری. گاهی هم که از مرگ "ژیسلن" حرف می‌زند، چیزی در قلبت چنگ می‌اندازد. گاهی که از خاص بودن این زن می‌نویسد مرا به یاد زن‌های خاص زندگی‌ام می‌اندازد: مادرم که خودش را وقف بچه‌هایش کرد؛ مژده که برای خیلی ها مادری می‌کند از جمله خودم و زن فوق‌العاده‌ای است؛ لیلی که بوبن را کشف و به من معرفی کرد و...

نوری در لابه‌لای سطرهای بوبن دیده می‌شود، به قول دوستی پیداست که بوبن به اندکی از حقیقت دست پیدا کرده است.

ص50:  کمتر کتابی زندگی را تغییر می‌دهد ولی وقتی این تغییر ایجاد شد، اثرش جاودانه خواهد بود. درهایی به روی آدمی گشوده می‌شوند که فکرشان را هم نمی‌کرده، آدمی وارد می‌شود و دیگر به عقب باز نمی‌گردد

تو در 44سالگی می‌میری. برای مردن خیلی جوان بودی. حتی اگر هزارسال هم زندگی می‌کردی، من باز هم همین حرف را می‌زدم.

 ص57: تو پس از آه‌ات سر می‌رسی. خسته‌ای. برای خودت خیلی وقت نداری. تو می‌توانستی تا ابد خسته باشی، تو با فقدان ابدی زمان مواجه بودی. تو در خستگی ابدی یک ازدواج، چند فرزند و کار دست و پا می‌زدی. بهترین راه برای استفاده از زندگی این است که هیچ کاری نکرد. تو امکان چشیدن این تجمل را نداشتی. کریستیان، من پنج دقیقه وقت دارم. بریم سن سرنن. و بعد با قدم‌هایی سریع و عصبی، در مسیری مستقیم، راه می‌افتادی.

من به دنبالت از نفس می‌افتادم. تو نیرویت را از طبیعت، از وقتی که نداشتی، از آموزش ملی و از بچه‌هایی که عشق را می‌بلعیدند، می‌دزدیدی.

ص62: زندگی در اطراف تو به هیچ وجه سکون نداشت و این مطلب خیلی عالی بود: همه‌ی ما روزی می‌میریم و آن وقت برای استراحت، خیلی وقت خواهیم داشت.

وقتی چیزی را به هر قیمت می‌خواهی، با شکوه و شگفت‌انگیز می‌شوی. به‌ندرت شکست می‌خوری.

 

/ 2 نظر / 5 بازدید
شادن

سلام شکوفه جان ممنونم که بهم سر زدی . به لطف خدا همچنان نفسم میاد و می ره . تو خوبی ؟ برات آرزوی موفقیت می کنم . یا حق

کارن

درود و سال نو مبارک