یاد آن روز بخیر


حلقوم شعر عرب از زنانگی خالی است
گزارشی از نشست انجمن شعر زنان تهران

نویسنده: نیلوفر عباسی

دوباره نوبت می رسد به پنج شنبه آخر ماه و نشست دیگری برپا شده است. این نشست پنجمین جلسه شعر زنان تهران است و این بار پا را از مرزها فراتر گذاشتیم و می خواهیم درباره «شعر معاصر عرب و زنان شاعر عرب» حرف بزنیم. اندوه مشترک شعر وقتی با زن بودن ادغام شد حرف ها هر چند در آن سوی مرزها، شنیدنی خواهند بود. این نشست با حضور سودابه امینی دبیر انجمن و شاعرانی چون موسی بیدج ، معصومه باغیان ، ناهید حجازی ، مریم فتح الهی ، شکوفه صمدی تشکیل شد.
    سخنران جلسه، مژده پاک سرشت، زنی برخاسته از خطه جنوب است و شاعری از روزهای جنگ. محکم حرف می زند از شکستگی های زن عرب و ایستادگی هایش. او شعر زنان عرب را در چند بخش شعر زنانه، تفکر زنانه، شعر نو عرب، پرچمداران شعر زن عرب و اهمیت ترجمه در این مقوله موشکافی می کند:
    در نظام اعراب، زن گاهی نقش مادر و گاهی نقش همسر دارد و مرد عرب به زن وابسته است. در عصر جاهلیت شروع یک شعر تا پایان در مورد زن بوده است. و دختر قبیله در حکم شرافت آن ها بوده است و هر کاری می کردند تا این شرافت لکه دار نشود. در جاهایی از شعر عرب از سجایای اخلاقی زن گفته شده که میراث گذشتگان بوده یا تعالیم اسلام. علاوه بر این ظواهر جسمانی نیز در شعر اعراب مورد توجه بوده است.
    خنسا از شاعران زن عرب بود که دوران جاهلیت و اسلام را درک کرد و از شاعران روشن فکر و فهیم بود و در نقد شعر بسیار ماهر. ابداع مرثیه در شعر عرب نیز کار اوست. در این میان نقش بسزای حضرت زینت(س) غیرقابل انکار است. در شعر عرب خطا به جایگاهی مهم دارد که این بانو با آن خطبه گیرا از شرافت خود و خاندانش دفاع کرد. برای شناخت شعر زنانه، تفکر حاکم بر اثر، به شناخت شاعر زن یا مرد کمک می کند که زبان در این میان بین هر دو مشترک است. از جهتی ویژگی زبان عرب این است که از نوع افعال می توان تشخیص داد شعر زنانه یا مردانه است. عنصر دیگر خاص زبان عربی اشتقاق است، مشتق بودن باعث پویایی در زبان عرب شده است طوری که باعث شده عرب ها گام به گام غربی ها کتاب لغت روانه بازار کنند.
    غزانی در اثر- زن و زبان- رابطه میان زن و زبان را رابطه ای پرتنش می داند که زن در این جا در حاشیه قرار گرفته است. هر چند در بسیاری از آثار به نام جهان نقش بسزایی دارد اما تمام این آثار مذکر و مردانه است و این زبان است که مذکر و مردانه است و این باعث شده زبان ملک مرد باشد و زن سهمی از آن نداشته باشد. زبان هنوز حافظه قدیم و میراث خودش را دارد، حافظه ای پر از مردانگی. اگر بخواهیم زبان را زنانه کنیم باید حافظه را از زنانگی پر کنیم. غزانی در جایی دیگر از کتاب می گوید: «اگر در قدیم گروهی بودند و دختران را زنده به گور می کردند الان جامعه عرب در حال زنده به گور کردن فرهنگی زنان است و نوشتن برای زن در حکم بیرون رفتن از یک خود برای دیگران به سوی یک خود مستقل است.»
    زن اگر ننوشته و می گوید این رابطه پرتنش است برای این است که در گذشته زن عرب مثل صدف دربسته بود و رازها و غم هایش را درونش نگه می داشته که با ظهور زنان پرچمدار شعر عرب؛ زنان عرب دریافتند باید این رازها را بگویند. زنانه، مردانه کردن زبان در زبان عرب مهم و قابل تامل است.
    می زیاده شاعر زن عرب است و در آشنایی او با جبران خلیل جبران یک رابطه مکاتبه ای در گرفت که حدود
    20 سال طول کشید و نامه های می به جبران در ایران ترجمه شد. بعد از نی حدود 32 سال، حلقوم شعر عرب از صدای زنانگی خالی ماند تا در این میان زنی پا به عرصه گذاشت و بدون توجه به کیفیت آثارش و به خاطر خالی بودن میدان به جایگاه قابل توجهی از شهرت رسید.
    کم کم بحث شعر نو هم در جهان عرب پا گرفت و مثل کاری که نیما در ادب فارسی کرد نازک الملائکه در ادبیات عرب شعر نو را بنیان نهاد و بعد از شکستن اوزان عروضی در شعر عرب در جایگاه یک منتقد مسیر را ارزیابی کرد و مفهوم عروضی آن را در شعر نوی خود توضیح داد و همین طور که مسیر شعر نو در جریان بود نزار قبانی نیز مشغول فعالیت های شاعرانه خود بود هرچند در جهان عرب روند او غیرقابل پذیرش بود اما او با روند مردانه برای شعر زنانه جنگید و نزار در جایی می گوید: «ما عرب ها جامعه ای هستیم که از زن هراسانیم از این رو برای او توطئه می کنیم محاکمه و محکومش می کنیم و در غیاب او حکم اعدام می دهیم.»
    بعد از نازک الملائکه که شعر نو را پرچمداری می کند و نزار قبانی که به نام شاعر زن شعر عربی می گوید؛ بقیه شاعران زن مبارزه علنی با تفکر مرد سالارانه در جهان عرب را آغاز می کنند. کتاب «زنانی بر بال رویا» درباره تاریخ زنان عرب چنین می گوید: «دوره اول زن نادیده گرفته شد، دوره دوم که جنبش های زن سرکوب می شود و دوره سوم که زن در حاشیه می نشیند و این تاریخی است از ستمی که بر زن عرب رفته است.»
    غاده السمان شروع کار ادبی را آشنایی با خانواده ای می داند که مردی از جنس حقیقت و همسری از جنس شجاعت و فرزندی به نام درد دارد؛ و او می خواهد این درد را لایه لایه کند. رو به آفتاب بگیرد تا بتواند تمام جزئیات آن را برای جهان تشریح کند و در لابه لای اشعارش فریادی زنانه سر می دهد و آزادی زن را در انتخاب می داند؛ هرچند انتخاب بند و اسارت. و می گوید من دشمن مرد نیستم چرا که شیرین ترین غزل هایم را برای همین مرد گفته ام.
    بعد از همه این حرف ها می توان گفت زمانی این نگاه ها و دردها به ما منتقل می شوند که آثار از مرزها بگذرند و مترجمانی باشند تا این پل ارتباطی را برقرار کنند هر چند استاد بیدج می گوید: «هرکس باید اصل اثر را بخواند و خواندن تمام آثار به زبان مادری اشتباه است. چرا که مشابه مشابه است و اصل اصل.»
    و چیزی که در نهایت از زنان عرب می توان دریافت اندوه جا ماندن از کاروان تمدن جهان است و زندگی، به عنوان یک شهروند درجه دو. زن عرب در شعر و داستان در جنگ است تا هویت واقعی خود را نشان دهد.
    و نمی توان گفت از این حیث تاثیری بر ادبیات ما رخ داده است چرا که زمانی می توان از تاثیر حرف زد که کالایی رواج پیدا کرده باشد اما در مورد شعر عرب غیر از چند مورد محدود ترجمه شده خیل عظیمی از آثار ترجمه نشدند و افراد بسیاری هنوز ناشناخته هستند.
    
    نیلوفر عباسی

/ 3 نظر / 22 بازدید
شهاب - عشق فیلم

سلام !‌ اگر عشق فیلم هستی ، فکر کنم ضرر نداشته باشه یه سر بیای اون طرف ها !

سپیده الوندی

سلام ... دلم برایت تنگ است بانو برای تو و برای تمام زنان پاک سرزمینم مرا پناه بده ... برگشته ام ...

محمد

سلام شکوفه خانم خوبی؟ میتونم یه خواهشی بکنم؟ اون هم اینکه فقط من موندم که لینکم بکنی تو وبلاگت پس منو هم لینک کن. بد نیست مطالب منوهم ببینی نظر یادت نره مهندس راستی مهندسی که من گفتم مهندس!!!!!!!!!!!!!!!!!!