سلام

امروز یک بیت خوب خواندم:

مانند ماهی ها که می خواهند دریا را

می خواهمت می خواهمت می خواهمت سارا

و دیروز بیتهای خوب بسیاری شنیدم از طالب آملی در جلسه هنر رسانه اردیبهشت:

-مرد بی برگ و نوا را سبک از جای مگیر

کوزه بی دسته چو بینی به دو دستش بردار

-مردم ز رشک تا کی ببینمت که جام می

لب بر لبت بگذارد و قالب تهی کند

- هرگز ره نظاره به سویت نیافتم

پیراهن تو گشتم و بویت نیافتم

- به سعی پیرهن او شدم دریغ که عمر

نداد فرصت آنم که بوی او گیرم

- به حشر تن به جحیم افکنم نخستین بار

دل و دماغ رسن بازی صراطم نیست

- سوی چمن چو آب روان شو که غنچه ها

چو ماهیان دهان به سوی چمن باز کرده اند

- در دل هیچ کس ندارم

جای آرزوی هلاک را مانم

- در کارخانه تو نیایم به هیچ کار

یارب چه بود مصلحت از آفریدنم؟

- خاکم به سر که سبز نگشتم به صد بهار

گر هست تخم سوخته ای در زمین منم

از استاد شفیعی سپاس برای این انتخاب های عالی. البته بیش از اینها از طالب خواندند اما من همین چند بیت را یادداشت کردم.

 

 

پنچ شنبه بیست و هفتم خرداد ماه جلسهء دیگری از سری جلسات شعر زنان تهران تشکیل می گردد ودر این جلسه سرکار خانم ناهید یوسفی دربارهء شعر زنان روسیه در قرن بیستم به گفتگو خواهندپرداخت.

آدرس جدیدموسسه اردیبهشت

خیابان ولیعصر _خیابان طالقانی_جنب سینمافلسطین

خیابان برادران مظفر (صبا)کوچه صفا_پ٣_واحد١

من که باید به استقبال مادرشوهر بروم که از سفر کربلا برمی گردد؛ شما بروید و لذت ببرید.

/ 2 نظر / 8 بازدید